تبليغاتX
لحظه های بارانی

لحظه های بارانی

متون ادبی و یادداشتهای نویسنده

 

 

تا چند ز داغ  جامه دوزند مرا

یک بار نشد که پاک سوزند مرا

بی روی تو هر نفس چو شمعِ ره باد

می میرم و باز می فروزند مرا

 

                 ((    بیدل   ))

+نوشته شده در شنبه 1387/09/30ساعت7:42توسط وحیده | |

 

 

  تقدیم به آنان که مثل هیچ کسی نیستند

 

درختان تار می زنند.

میان آسمان و زمین

برگ می شوم.

 

پرده ی اوٌل ...

گام اوٌل ...

نقطه ی سیاه ...

از پرده بیرون می زنم.

 

این روزها

هر روز

بر زمین

می ریزم .

 

+نوشته شده در شنبه 1387/09/23ساعت8:59توسط وحیده | |

 

 

تقدم به دخترکان محصل قندهار

 

 

خبر !

خسته ام از دنیا ‌  از تیترهای سیاه

و ریسمانی که موجهاش

صدای پیچیده در گلوی زنیست با هجای زندگی

محکومم !

 

اینجا پاییز است

اینجا تورا بورا

و تو صدای مرا از لیدها می شنوی :

خاکستر ......

اینجا اشک

دریغ

مرد باش

مرد !

بگذار بیاساید دختری که فردا مادر نخواهد شد

 

خبر !

پاییز است

و گل از جنس اسید می روید

ملالی می رقصد عروسی مرگ را

و قندهار دانه دانه انار می گرید

 

خبر !

مادر می میرد !

فردا دختری فرشته می شود ......

 

 

+نوشته شده در شنبه 1387/09/16ساعت7:19توسط وحیده | |

 

سلام به دوستان بی نهایت گرامی

هفته ی گذشته کتابی به دستم رسید.....

         سایه ی چراغ

    سایه ی  چراغ از دوست شاعر جوان ما  زبیر هجران قاسمزاده است . زبیر هجران از شاعرانی است  که  آینده ی بسیار درخشانی را در سایه ی تلاش و کوشش برای تعالی ادب فارسی برای خود رقم خواهد زد .خواندم و از اشعارش لذت بردم .

 

    او شاعری خوش ذوق و با افکاری  نو ،جوان ، با دغدغه ی عشق و در جستجوی  حقا یقی  نوتر و دستیابی به آرمانهایی که ممکن هر جوان صاحب اندیشه ای به دنبالش مدتها سیر و سلوکی انکشاف گونه داشته باشد .قصد نقد و یا بحث روی اشعار ایشان نیست ، چه که اولین اثر هر شاعر و نویسنده ای جای بسی گفت و گو دارد و باید نظرات موافق و مخالف را در یک ظرف نکته بینانه جمع و بازبینی مو شکافانه باید داشت تا دیگر آثار  کاری در خورتر ، مفید تر و موثر تر تهیه گردد.

 

     اما با توجه به شرایط متفاوتر افغانستان  و امکانات محدود در زمینه ی  تهیه ی آثار و چاپ کتابهای نویسندگان در داخل کشور زمزمه های چاپ و تکثیراین  کتاب ها افق دید دیگر ان را نسبت به افغانستان و مردمش بازتر و روشن تر میکند.پس باید پاس داشت زحمات جوانان این مرز و بوم را که تلاششان شناسایی فرهنگ و ادب خودی است.امروز اگر کشوری در زمینه ی ارتباطات قوی تر باشد و با علوم جهانی بیشتر دسترسی داشته باشد جامعه ای متمدن خواهد بود ، و این فعالتیها خود قدمهایی موثر در ارتباط مردم ما با سایر ملل می باشد اگر دیروز مولانا و ناصرخسرو و بو علی سینا و  ............. عارف و سالک و اقلیم شناس و پزشک و ..... بودند و افتخار مردم امروز هم این جوانان همشهری ها و اولا د همین مرزو بوم اند .تنها خود باوری اعتماد به نفس و شناخت توانمندی ها  کافی نیست اگر جوان ما می خواهد  جهانی باشد ُ باید فکری جهانشمول داشته باشد از دایره ی منیّت ،قومیت ، بگذرد و در دیگران حل شود در خود بند نباشد ، بندها را بگسلد و فراملّیتی بیاندیشد. جوان افغانستان امروز لیاقت خود را نشان داده ، و با گذر از مصائب جنگهای خانمانسوز که بحثش را نمیکنم  با درک تمام حقایق تلخی که تجربه کرده افق  ایند ه  را زیباتر  رقم خواهد زد.

 

 

امروز متعلق به      جوان افغان     است .

 

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل  !

 

نمونه ای از اشعار زبیر هجران قاسمزاده

 

**********

در تو هزار آمو در تو هزار دریا

در من دو نیل آتش در من دو درد موسا

در من هزار گیتار -اما شکسته بسته

در تو دو تا بنارس در تو دو هند بودا

در من دو جنگل افسوس در من دو کوچه فریاد

در تو دو باغ امید در تو صدای فردا

در چشم تو اوستا در دست تو مسیحا

در من هزار نفرت صد درد بی سر و پا

در من کویر کابل غرق است تا به بغداد

در تو هزار "کاهل" در تو  هزار "گنگا "

در من دو چاه -کنعان در من دو درد پنهان

در تو عزیز مصری چشمان پر زلیخا

 

 ******

 

بلوت مرده درخت چنار پژمرده

صدا سكوت غزل انتطارپژمرده

 

نواي چلچه ها و صداي قناري

ميان شاخچه هاي غبار پژمرده

 

دوقندهار ترنم دو شهر آزادي

دو حس سبز به پاي چنار پژمرده

 

و سيب سرخ كه معني اصل روياهاست

ميان شاخچه ي داغدار پژمرده

 

در اين هوسكده گل ناشكفته پامال است

شگوفه ها كه به اوج بهار پژمرده

 

چه ساده ساده صدا مان ميان حنجره مُرد

چه نغمه ها كه به لب هاي تار پژمرده

 

نه تن تتن و تناتن تتن  تنا ياهو…

كه رقص و سازو اتن برگ و بار پژمرده

 

چه يك زمانه ي سردي كه كس نمي فهمد

چرا سپيده تكيده… انار پژمرده

 

به آقای زبیر هجران قاسمزاد شاعر جوان هموطنم به خاطر قدم نهادن برای اعتلای فرهنگ و ادب کشور تبریک  می گویم و برای  همه جوانان افغانستان ارزوی موفقیتهای روزافزون میکنم.

 

 

+نوشته شده در دوشنبه 1387/09/04ساعت7:16توسط وحیده | |