تبليغاتX
لحظه های بارانی

لحظه های بارانی

متون ادبی و یادداشتهای نویسنده

 

سلام  دوستان

امروز  به بهانه ی مطالعه کتاب یکی از دوستان  شاعرم یادی از دیار بلخ می کنم .ضمن آرزوی کامیابی های بیشتر برای این دوست جوان شاعر

 

مچموعه شعر   خارهای  حسود   از سهراب سیرت

 سیرت متولد متولد ۱۳۶۹ خورشیدی در مزار شریف ولایت بلخ است . و دو شعر از او

 ۱

صبح زود آمده

چه کنم تا که دل  بی پدر آرام شود؟

کفتر کوهی آواره کمی رام شود

چه کنم تا که در این کوچه قدم بگذاری؟

نام تو نقش به دیوار و در و بام شود

گل کند باغ انار از هوس رخسارت

چشم خرمایی ات آیینه ی بادام شود

چه کنم تا که ترا باز ببینم ای ماه !

صبح زود آمده ام زود رود شام شود

 اگر از راه رضایت به تو کس دست نیافت

هر که راضی ست که در راه تو بد نام شود

عشق آیینه ی رسوا شدن "حلاج " است

جاودان می شود آن روز که اعدام شود

 ۲

پس از تو ...

ترا  ای مرد آتشزاد ! ای آیینه ی انسان!

تمام سقف های روشن اندیشه ها حیران

در آن جا "شمس "با تو در کنار حوض کوثرمست

در اینجا "بشنو از نی چون حکایت می کند" قرآن

در اینجا گبر و ترسا و مسلمان عاشقان تو

در آنجا سایه طوبی  علی ساقی  خدا مهمان

... و حالا سخت بی جان است بی رنگ و پریشان است

پس از تو سرزمین تشنه و تابنده عرفان

پس از تو کوچه های بلخ تاریک اند  خاموش اند

پس از تو فصل های" هفت شهر عشق" بی باران

پس از تو زادگاهت هرزه و لیلام و تاریکی ...

پس از تو خوابگاه و  خانقاه  و مسجدت ویران

 

 

 

 

+نوشته شده در شنبه 1388/06/14ساعت8:5توسط وحیده | |