تبليغاتX
لحظه های بارانی

لحظه های بارانی

متون ادبی و یادداشتهای نویسنده

 

 

                            چرا راهم را سد ميکنند وقتي جاده خود به بن بست منتهي است ؟

                        چرا اين دل کوچک ميشکنند وقتي خود شکستي به بزرگي يک روياي بزرگ دارد ؟


                    چرا اسمش را خط مي زنند وقتي خود قبلا بر تمام آنچه داشته خط بطلان زده است ؟

            چرا آواره ی رانده شده از ميهن مي خوانندش وقتي مهاجر به دنيا آمده است

       چرا به چراهايش پاسخ نمي دهند

   وقتي چرايي ديگر از او مي خواهند 

 

 

 

+نوشته شده در یکشنبه 1386/06/11ساعت8:11توسط وحیده | |


• خانه بدون زن ، گورستان است. (بالزاك)
• تنها علاج عشق ، ازدواج است. (آرت بوخوالد)
• ازدواج پيوندي است كه از درختي به درخت ديگر بزنند ، اگر خوب گرفت هر دو " زنده " مي شوند و اگر " بد " شد هر دو مي ميرند. (سعيد نفيسي)
• ازدواج عبارتست از سه هفته آشنايي، سه ماه عاشقي، سه سال جنگ و سي سال تحمل! ( تن  )

+نوشته شده در سه شنبه 1385/11/17ساعت9:46توسط وحیده | |